ارتینارتین، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

پرسه های مادرانه

چجوری خبر اومدن شما رو به بابایی دادم سوپرایززززز ....

با اینکه بی بی چک مثبت شده بود و در ضمن تموم علائم بارداری رو هم داشتم اما تصمیم گرفتم برم ازمایش یدم پنج شنبه بود و دایی رضا رفتیم بیماستان و ازمایش دادیم و قرار شد ظهر جواب رو بدن که من دل تو دلم نبود من مادر شده بودم ... راست راستی من دخترک شیطون و یکی یه دونه خانواده مادر شده بودم خدا تورو خیلی زود بهمون داد ... بدون اینکه ما ماه ها انتظارتو بکشیم بازم خدا مهربونی و لطفشو در حقمون تموم کرد . زندگی عاشقانه ی دو نفری ما رو با وجودتو هزار برابر گرمتر و عاشقانه تر کرد       وقتی جواب ازمایش رو گرفتم رفتم اولین پستونک زندگیتو برات خریدمباجواب بی بی چک گذاشتم تو پاکت و این نامه ک...
29 مرداد 1394

به دنیای مامانی خوش اومدی ...

دو روزه زیر پوستم توی وجودم دارم حسی رو تجربه میکنم که هیچ وقت در تموم این 26 سال زندگی که از خدا گرفتم تجربه نکردم مادر کلمه مقدسیه همیشه برای من مثه یه قله ی دور و مرتفع به چشم میومده ... یعنی من مادر شدم؟ حس عجیب و غریبیه انگار از همیشه اروم ترم ... حس اینکه یه موجدی از خود ِ من توی وجودم داره پرورش پیدا مکینه همه سلول های وجودمو تحت تاثیر قرار میده و هیجانیم میکنه   امروز29.5.1394 صبح ساعت 8 صبح وقتی بابایی رفت سرکار من این بی بی رو گذاشتم و نتیجه ش این شد :     ...
29 مرداد 1394
1